منطق بیان

قال الامام علی علیه السلام:أجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب؛ زیبا بگوئید تا زیبا بشنوید. (غرر الحکم،ج2،ص 266)

شرافت زن ، اطاعت خدا ، ولایت و خلافت الهی....

با سلام خدمت دوستان محترم 

امروز هم با توجه به عظمت زن در اسلام ، قصد دارم در مورد این موضوع مطالبی تقدیم حضورتان کنم هر چند این را به جد و با تمام وجودم می گویم که صحبت در مورد زن و عظمت او بسیار سخت و خطیر است و بنده در این مورد بسیار تلاش می کنم هر چیزی را نگویم چون مقام زن آن قدر والاست که هر کسی را لایق بیان آن نیست. در هر حال از باب قحط الرجال و قلة الحدیث فی هذا المجال ، مطالبی را تقدیم شما بزرگواران می کنم. 

مقدمه:

در عصور گذشته در غرب توهین های بزرگی به زن شد که مشهورتر از این است که گفته شود مثلا زن حق مالکیت نداشت،زن به عنوان یک کالا رد و بدل می شود و البته این مورد اخیر تا به حال متأسفانه در غرب رواج دارد . مکانی قرار می دهند و زنان در آنجا عریان و نیمه عریان حضور دارند و مردهای هوس ران مثل یک کالا ،مورد مناسب خود را اختیار و یقع ما یؤسَف له و مواردی دیگر که انسان از بیانش شرم می کند و طبعا این افعال از کسانی صادر شد که داعیه دار علم و تمدن و فرهنگ بودند و هم اکنون هم هستند....


لکن در اسلام ، زن یک جایگاه عظیم دارد در زمینه های مختلف و در اسلام زن می تواند پرچمدار حق و انسانیت باشد به طوری سؤالی طرح کند که الی الابد باید عقلا به آن پاسخ گویند و می تواند به مقامی برسد که بسیاری از انبیاء به آن نرسیدند . عده ای می گویند چرا زن نمی تواند مرجع شود، نبی شود و قاضی شود.... ؟ جواب این سؤال طولانی است لکن در یک جمله می شود گفت زن در نظر اسلام می تواند مقاماتی عالی تر از نبوت و مرجعیت داشته باشد . او می تواند الگو حتی برای أشرف رجال و الخلق باشد و در اسلام در یک جمله:در ترقی مقامات انسانی حدی برای زن و مرد نیست.

شاید عده ای بفرمایند که اینها شعار است و بسیار شندیده ام لکن دوستان عزیز این عین واقعیت است و بنده به حول و قوه ی الهی توان اثبات تک تک مطالب گذشته را از مصادر دینی دارم بالخصوص از مصدر اول اسلامی یعنی  قرآن کریم لکن اینها حقایقی هستند که بعد از درک مفهومی آنها، باید سعی در وجدان آن کرد .


اما سؤال این است که این شرافت از کجا برای زن حاصل می شود ؟ آیا از طریق عریان بودن و عریان زیستن!! یا از طریق انسان زیستن ؟ مطیع حق بودن؟ از واقع تبعیت کردن؟ 

قرآن کریم انسان را کریم و شریف قرار داده(و لقد کرّمنا بنی آدم) لکن از همین قرآن سخن (منیٍ یُمنَی ) در بیان خلقت او شنیده می شود یعنی از منی خلق شده. پست ترین شیء از پست ترین مکان خارج و در پست ترین مکان قرار می گیرد و از پست ترین شی تغذیه میکند . پس در عین این که بشر از پستی هائی خلق شده ، خدا می فرماید (او را کریم کریم کردیم). 

حال سؤالی پیش می آید که کرامت او پس از کجا آمده؟ در نهایت منتهی می شویم به این که انسان ، کرامت ذاتی ندارد بلکه کرامتش عرضی است و نیاز به علت دارد تا برایش ثابت یا از او سلب شود. قرآن سبب کرامت را خلیفة الله بودن می داند؛ و  خلیفه ی خدا ، اوامرش (یعنی خدا )را مطیع است و تابع مطلق اوست و اگر انسان لحظه ای از اطاعت کسی که از طرف او خلیفه است سر باز زند از خلیفة الله بودن خارج و سپس کرامت عرضی اش را فاقد و در نتیجه می شوند:(اولئک کالانعام بل هم اضل سبیلا).و به اصل خود رجوع می کنند(منی یمنی) ، به پستی و خستی برمیگردد که حیوانات دارند چون در خلقت ظاهری مثل آنهاست یا بدتر از آنها.... 

لذا اسلام حریص است که انسان هر لحظه خلافت خود را فراموش نکند و لحظه به لحظه به یاد خدا که از طرف او خلیفه اند باشند تا به پستی خود بازنگردند... 


زن در اسلام می تواند خلیفه و ولی برترین موجود عالم باشد یعنی (الله جل جلاله) و هیچ اختصاصی به مردان ندارد هر چند اختلاف در احکام بعضا دارند....  

زن می تواند بهترین یار یک خلیفه ی خدا باشد. نقل است که بعد از ازدواج دو نور علوی فاطمی ،حضرت ختم المرسلین صلی الله علیه و آله به زهرای مرضیه فرمودند:کیف وجدتِ علیا؟ چطور علی را یافتی ؟ عرضه داشت:خیر بعل: بهترین همسر و وقتی از حضرت امیر سوال شد که: کیف وجدتَ فاطمة؟ عرضه داشت:نعم العون علی طاعة الله ، خوب یاری است در اطاعت خدا و حق 


زن چنین مقاماتی در اسلام دارد لکن آیا زنان مسلمان از این عظمت خود در اسلام آگاهند که بعضا خود را عرضه به هر بی سروپائی کنند...


موفق و مؤید باشید...



سلام مجدد
من اساسا و اصلاً نیت رد کردن مباحث جنابتان را ندارم، اما بعضاً اشکال می کنم که به اصل موضوع که تبین بهتر حقیقت است کمک کنم.
در مورد گذشته ها و این که در قدیم الایام زن حق مالکیت و خیلی حقوق دیگر نداشت، حرفی نیست، اما در زمان حاضر، جاهایی را که زنان در آن به صورت عربان در معرض انتخاب مردان قرار می گیرند را ، نشان توهین به مقام زن در عصر حاضر گرفته اید. اما این زنان که از آنان سخن می کنید، به اختیار خود در معرض این توهین قرار گرفته اند. در همین جهان غرب هم یک زن اگر بخواهد مسیر دیگری را انتخاب کند و خلیفه الله باشد، کسی مانعش نمی شود. این در جامعه اسلامی است که زن حق ندارد غیر از خلیفه الله شدن هیچ راه دیگری را انتخاب کند!
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز و منتقد منصف 
از اینکه حقیر را از نظرات خود محروم نمی فرمائید بسیار متشکرم 
در جواب قسمت اول مطلب شما دوست عزیز که فرمودید من قصد رد کردن ندارم، بنده ی حقیر هیچ گاه جسارتی با چنین هدفی به شما نکردم و هیچ گاه در ذهن حقیر چنین مطلبی خطور نکرد بلکه آنچه به نظر من می آمد شما قصد عمل به وظیفه ی انسانی خود و عمل به (رحم الله من أهدی الیّ عیوبی ) را داشته اید. فجزاک الله خیرا 
اما آن جا که فرمودید که این زنان ، در غرب به اختیار خود چنین می کنند.  در این که عده ای از آنان مختارا چنین می کنند حرفی نیست لکن اطلاقا ناصحیح است چون عده ای به دلیل شاید فقر و... از روی اضطرار در این امر واقع شده اند ، در هر حال دوست عزیز وقتی عده ای ، مکتبی، حکومتی و... مکانی را و با عرض پوزش دکانی را ، افتتاح می کند و در آن زنان را در معرض نمایش قرار می دهد چه خود ان زنان با اختیار هم بیایند ،این نشان از حقارت و توهین به مقام قدسی زن است و نشان از تحقیر اوست که چنین اعمال مجرمانه ای را انجام می دهند و مختار بودن آن زن یا نبودن در شناعت و قباحت این فعل بی تاثیر است. البته خود آن زنان بلاشک از سه حال خارج نیست یا تبیین ناصحیحی از جایگاه او ، برایش شده یا خود را آن طور که باید نشناخته یا مع العلم و عامدا چنین کاری می کند و البته قسم اول و دوم شاید بسیار قابل ذم نباشند اما قسم سوم در صورت عادی مورد ذم عقلاست. 
اما در قسم دیگر فرمایشاتتان فرمودید که در غرب خلیفة الله شدن ممکن است، در جواب عرض می کنم البته که ممکن است و هیچ استحاله ای عقلا و شرعا ندارد و اصلا دوست عزیز مطالب بنده اصلا ناظر به نفی خلافت الله شدن در غرب نبود بلکه در بیان تحقیر غرب با گشایش چنین مکانی است و البته آنانکه باید اعتراض کنند تمام انسانهای آزاده اند متدین و غیر آن ، ولی زنان بیشتر ، از آن جهت که مقام انسانی او را تحقیر کرده اند. 
و اما قسمت اخیر مطالبتان ،حقیر متوجه نشدم که آیا فرمایش شما در مقام نقد جامعه ی اسلامی است یا مدح آن.  و قرینه ای که بشود به  ان اعتماد کرد نیافتم که دقیقا منظور شما از این جمله ی اخیر چیست هر چند مشعر به ذم بود ولی امیدوارم آن را بیشتر توضیح دهید تا از آن بهره ببرم. 

در نهایت از شما عزیز محترم کمال تشکر را دارم.
خدا نگهدارتان 
این که عرض کردم در جامعه اسلامی زنان فلان و بهمان هستند، منظورم صرفاً نقل قول از منتقدان به حقوق زن در اسلام بود. اینان معتقد هستند که شریعت، آزادی زنان را محدود کرده است و البته این در ذم شریعت است. آنان می گویند که ما از آزادی زن دفاع می کنیم. می خواهد به راه حیوانیت برود یا انسانیت، مختار است. البته این اختیار را منحصر به زن نمی دانند و مطلق بشر را شایسته این حد از آزادی می دانند. از همینجاست که به نابرابری زن و مرد می رسیم. می گویند زن و مرد به یک اندازه باید از آزادی برخوردار باشند و شریعت زنان را بسیار محدود می کند. در مقام قضاوت می توان گفت که مطلق این اشکال وارد است (شریعت، زنان را بسیار بیش از مردان محدود می کند. نمونه اش تعدد زوجات یا ازدواج با افراد خارج از اسلام که برای مردان تحت شرایطی جایز و برای زنان مطلقاً ممنوع است) 
به نظر حقیر، اصل محدودتر بودن آزادی زنان در شریعت اسلام را نمی توان منکر شد و تنها می توان در بیان فوایدی برای این محدودیت کوشید. از همینجا استفاده کنم که شعار "حجاب محدودیت نیست، مصونیت است" یک شعار بسیرا ناکارآمد است که سال هاست رواج دارد. بدون این که سنجیده شود که در ذهن مخاطب چه اثری می گذارد. به هر حال مخاطب درک می کند که حجاب برای او محدودیت است و هر چه به او تلقین کنیم که نه! محدودیت نیست، فایده ای ندارد. خلاصه عرض من این است که بهتر بود در این شعار بگوییم: "حجاب، غیر از محدودیت، مصونیت نیز هست" بدین ترتیب چون صادقانه تر سخن گفته ایم، ساده تر در قلب ها اثر خواهد کرد.

ارادتمند همیشگی
باعرض سلام و تقدیم احترام خاص 
این مباحثی که شما دوست محترم آنها را مطرح می کنید مباحثی هستند که بنده از آنها بی اطلاع نیستم لکن این گونه مباحث ، مباحثی مفصل و طولانی می باشند لکن مجال بیان آن نیست و اگر قرار شد مباحثی در این زمینه مطرح شود حتما اشکالات وارد شده را مطرح و پاسخ خواهم گفت.  
در نهایت نظرات شما را محترم می دانم و از بیان نظرات خود در این وبلاگ از شما نهایت تشکر را دارم 
متشکرم... 
این اشکال که مباحث مطرح شده مفصل هستند و در این مقال نمی گنجند، وارد است.
موفق باشید
با عرض سلام 
متشکرم 
مؤید باشید 
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan